Wednesday

sda
سسسس
تست مي كنيم. يك دو سه

Monday

ترديد
ميا ن همهمه روزها
هميشه كلمه هايي براي نگ�تن تقلا مي کنند
و توساده لوحانه باور نمي كني
خروس خوان
دودانگ مانده به صبح
سايه سرد مردي
به طناب كلمات آويزان مانده
و زمان بر دوراهي ايستاده
با ترديد
روزهاي نيامده در مشتش
سرخس ها ومزامير داوود
ملا�ه هاي چروكيده از تب زرد
سبكي روح
سبكي تحمل ناپذير وجود
كداميك بي ترديد حقيقتند؟

اين مشكلات �علي پرشن بلاگ دوباره من رو به اين صرا�ت انداخت كه اصلا اين كوچ اگاهانه از بلاگ اسپات به پرشن بلاگ كار عبثي بوده و
اي كاش تو همين بلاگ خودمون به نوشتن ادامه مي دادم.
خوب، حالا دوباره اومدم به زادگاه اصلي ام تا آغاز كنم واگويه هاي اين روزهاي گذران را
البته سعي ميكنم از نوشته هاي قبليم توي پرشن بلاگ هم دور نمونم و خلاصه از اين حر�ا

Tuesday

به كناري رو
در آغوش داشته هاي خودت
و مرا
در اين آسودگي
به يك نداشتن
بسنده كن !

Sunday

بازگشتم از ادامه خويش
و خوب دانستم
سهم من از زندگي اين نيست !
هرگزت اينگونه نخواستم
بدانگونه كه رد آبي آسمان را از ياد برده باشي
به گمانم
ما بارها ا�تاديم
در مسيري كه نمي دانستيم
به كدام اقيانوس و يا كوير خشك مي رسد
و من هرگز نچشيدم
آنگونه كه مي خواستم
طعم ر�تن را
بودن را
و تو را
كه هيچ جاده اي
به وسعتت گام بر نمي دارد
آتريا

Wednesday

امروز براي دستهايم گريه كردم
چند وعده خاك
چند وعده آب !!
مطلب زير رو دقيقا از بلاگ ندا برداشتم و گذاشتم اينجا
شايد براي بعضي ها جالب باشه...

� با جواب دادن به ‌سوال زير می‌تونيد ميزان
�ساد خونتون رو ارزيابی کنيد:
- من ازش دارم
- شما هم از اون داريد
- مادر شما از مال پدرتون است�اده می‌کنه
- خواهر زن شما از مال باجناقتون است�اده می‌کنه
- زنی که طلاق می‌گيره اونی رو که داره از دست می‌ده
- اونی که آقای Arnold schwartzenegger داره خيلی درازه
- اونی که آقای Michael fox داره خيلی کوتاهه
- Madona ازش نداره
- اونی که چينی ها دارند معمولاً کوتاهه
- مال شما چقدره؟
- درازه يا کوتاهه؟
- اگه گ�تيد جواب مسابقه چيه؟
- حالا ديديد چه �کرهای بی‌ناموسی کرديد.
- جواب مسابقه اسم �اميل هست.


بدون هيچ بهانه اي سلام !
هميشه س�ر براي من �رصتي بوده تا با تو باشم ،
در تنهائيهايم بنشينم و خانه تكاني كنم و منتظرت بنشينم
حالا در مشهد هستم و مي انديشم كه از كجاي چشمهايت شروع كنم ؟
ميدانم الان در هواي خوش با خدا بودن نشسته اي
و گاهي هم ممكن است غصه مرا بخوري و اين دلخوشي غريبي است براي من !
تو هيچگاه مرا از زندگاني غا�ل نكرده اي
چرا كه زندگي تويي و من تنها تو را استشمام مي كنم.
حالا اگر در �كر آسمان هم بنشينم ميدانم كه تو در آن جاري هستي .



ريمانوي عزيزم ! اگر در انعكاسي اين شب پر ستاره نشسته اي
و خلوت مرا نظاره مي كني بگو سهم من از آسمان خدا چه مي شود .
گوئي كه از آ�رينش واژه هاي نام من تاكنون
روز از خلسة رو شنان خويش بيرون نيامده است .
و من در تكرر مداوم ليالي گم شده ام
و حسرت ديدار نور بر دلم مانده است
تا با وجودش لختي به غم نيامدة خويش بنگرم !

ريمانو ، بياموزان به من رسم خاموشي را
و رها كن مرا از سكوتي كه گلو گير حر�هايم مي شود
و تا آستانة خدايي كه هنوز از جانب من پرستش نشده مرا بر مي گرداند
[با دستهايي تهي ] و گ�تمان به گل نشسته ام را نظاره مي كند
بي آنكه از خواب غ�لتم برهاند .
بگو چگونه بيايد كه واژگان تهي دستم را دستگيري كند
آنچنان در تداوم حقير خويش متحيرم كه اندوه بزرگ پدرم "آدم " را از ياد برده ام
اينجا هر چند كوچك هم باشم اما بودن خويش را مي پسندم
و در انديشه آنم كه چگونه لحظه هاي پر قيمت خود را از دست ندهم.




Tuesday

چند روزي ست كه احساس مي كنم
مرا ميا ن با�ه هاي گلي سرخ در هم پيچيده اند
آنگاه كه خدايگان زمين مرا به محكوميتي ابدي محكوم كرده اند.

زمين تهي ست
آسمان تهي ست
و �رهاد از دل بيستون �رياد برمي ‎آورد

آي منم عاشق بي دل
منم كه از خودم مي گذرم برايت
و از تو هم خواهم گذشت برايش

منم كه آ سمان نديدنم .